مدل های ذهنی در کسب و کار

Mental models in business

مدل ذهنی چیست؟

مدل های ذهنی عبارتند از فرض های عمیقاَ ریشه دوانده، تعمیمها یا حتی تصاویر و یا تصوراتی که بر نحوۀ درک ما از جهان و چگونگی اقدام کردن ما تاثیر می گذارند.

در بسیاری از مواقع ما هوشیارانه از مدل های ذهنی و یا اثرات آنها بر رفتارمان آگاه نیستیم. به طور مثال ممکن است توجه کنیم که یکی از همکاران شیک و تر تمیز لباس می پوشد و به خودمان بگوییم «او فردی اجتماعی و اهل رفتن به باشگاه محلی است.» در مورد شخصی که شلخته وار لباس می پوشد ممکن است بگوییم: «او توجهی ندارد که دیگران چه فکر می کنند.» مدل های ذهنی در مورد اینکه در محیط های مختلف مدیریتی چه می تواند انجام گیرد و چه نمی تواند، به همین اندازه عمیقاَ ریشه دار هستند. بسیاری از بینش ها نسبت به بازارهای جدید با اعمال سازمانی، به عمل در نمی آیند، زیرا با مدل های ذهنی تلویحی و نیرومند تضاد پیدا می کنند.

رویال داچ/شل یکی از اولین سازمانهای بزرگی که مزایای شتاب بخشیدن به یادگیری سازمانی را درک می کند، زمانی به این واقعیت دست یافت که پی برد تاثیر مدل هایی ذهنی پنهان به ویژه آنهایی که وسیعاَ تسهیم می شوند تا چه اندازه گسترده است. موفقیت بی نظیر شل در مدیریت از طریق تغییرات شدید و پیش بینی ناپذیر تجارت جهانی نفت در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تا حد زیادی مرهون یادگیری نحوه دستیابی به مدل های ذهنی مدیران و به چالش کشیدن آنها بود.(در اوایل دهۀ ۱۹۷۰ شل در میان هفت شرکت بزرگ نفتی ضعیف ترین آنها بود در اواخر دهۀ ۱۹۸۰ این شرکت قوی ترین این شرکت ها بود.)

آری دو روس» هماهنگ کنندۀ برنامه ریزی گروه شل که اخیراَ بازنشسته شده است می گوید که سازگاری و رشد مستمر در محیط تجاری در حال تغییر، به یادگیری نهادی بستگی دارد، فراگردی که به موجب آن تیمها مدیریت، مدل های ذهنی مشترک خود از شرکت، بازارهایشان و رقبایشان را تغییر می دهند. به این دلیل، ما به برنامه ریزی به عنوان یادگیری و به برنامه ریزی شرکتی به عنوان یادگیری سازمانی می اندیشیم.

قاعدۀ کار کردن با مدل‌های ذهنی با برگرداندن آیینه به‌طرف داخل آغاز می‌شود- یادگیری بیرون کشیدن تصاویر درونی خود از دنیا، به‌منظور آوردن آن‌ها به سطح و حفظ کردنشان برای مداقه و موشکافی سفت‌وسخت.

این عمل همچنین شامل توانایی انجام گفت‌وگوهای «آموزنده‌ای» می‌شود که کندوکاو در جانبدری را متوازن می‌سازد، جایی که مردم به‌طور مؤثر تفکرات خود را در معرض دید قرار می‌دهند و مسیر آن را برای تأثیرپذیری از دیگران باز نگه می‌دارند.