تعریف و مفهوم فرهنگ سازمانی چیست؟

فرهنگ یک سازمان، مینیاتوری از فرآیندهای کلان فرهنگی محیط سازمان است و حد و مرز چنین فرهنگی توسط این فرآیندها تعیین می شود. در واقع هر سامانی را می توان گفت که جنبه هایی از فرهنگ های ملی و منطقه ای و صنعتی را که درآنها فعالیت می کند به نمایش می گذارد.

سوال: بی واسطه ترین ماخذ تاثیر گذار بر فرهنگ سازمان در کجا قرار دارد؟

جواب سوال فوق بی تردید می توانیم بگوییم درون سازمان(یعنی کارکنانش)

تعریف فرهنگ سازمانی چیست؟

فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی از جمله مفاهیم سازمانی است که تعریف آن نسبت به دیگر مفاهیم سازمانی بسیار دشوار است.

تلاش های اولیه برای تعریف فرهنگ به شکل گیری رشته های دانشگاهی جامعه شناسی و انسان شناسی بر میگردد. هر دوی این حوزه ها با ظهور توجه به استفاده از فنون علم در مطالعه انسان ها متولد شدند.

بنابراین ایده فرهنگ در ابتدا، ایده بسیار کلی بود و بر ویژگی های مشترک همه انسان ها تمرکز داشت. برای مثال، تیلور، انسان شناس اجتماعی(بریتانیایی) فرهنگ را چنین تعریف می کرد:

” مجموعه ای کلی شامل دانش، باور، هنر، اصول اخلاقی، قانون، آداب و رسوم و دیگر توانایی ها و عادات اکتسابی شده توسط انسان به عنوان عضوی از جامعه”

یا مثلا آقای “ملومل هراکوایتز” انسان شناس فرهنگی آمریکایی مدعی بود:

” فرهنگ، سازه ای است معرف مجموعه ای کلی از باورها، رفتار، دانش، حریم ها، ارزش ها، و اهداف که شیوه ی زندگی یک فرد را می سازند”

در اینجا به تعاریف منتخب فرهنگ سازمانی می پردازیم:

الیوت ژاک(۱۹۵۲): ” فرهنگ کارخانه، شیوه مرسوم و سنتی اندیشیدن و انجام کار است که تا حدی کم و بیش میان همه اعضای آن مشترک است و اعضای جدید باید برای انجام کار در شرکت آنها را بیاموزند و حداقل تا حدی آنها را بپذیرند.”

آندروتی گرو(۱۹۷۲): فرهنگ، سیستمی است از معانی پذیرفته شده آشکار و جمعی که در زمانی معین و در گروه معینی مورد استفاده قرار می گیرد. این سیستم واژگان ، شکل ها ، طبقه ها و تصاویر ذهنی ، موقعیت گروهی از افراد را برای آنها تفسیر می کند”

هریسون ترایس و جانیس بیر(۱۹۹۳): فرهنگ ها پدیده های جمعی اند که واکنش افراد به عدم اطمینانی ها و آشوب را که در زندگی انسان اجتناب ناپذیر است، در خود جای داده است. این واکنش ها در دو طبقه اصلی قرار میگیرند: ۱) جوهر یک فرهنگ-نظام باورهای مشترک و آلوده به احساس که آن را ایدئولوژی می نامیم. ۲) شکل گیری فرهنگ – موجودیت های قابل مشاهده ، از جمله اقدام ها، که از طریق اعضای یک فرهنگ جوهر فرهنگ خود را به دیگری ابراز ، اظهار و ابلاغ می کنند.

ادگار شاین(۱۹۸۵): الگوی پیش فرض های بنیادی که یک گروه معین در فرآیند آموختن برای سازگار کردن خود با مسائل سازمان و انسجام درون سازمانی ابداع ، کشف یا شکل داده و چنان روی آن کار شده است که معتبر به نظر می رسد و بنابراین به عنوان شیوه صحیح تفکر و احساس در ارتباط با این مسایل به اعضای جدید آن آموخته می شود.

مریلریس لوئیس(۱۹۸۰): “سازمان ها محیطی برخاسته از فرهنگ اند، یعنی واحدهای اجتماعی بارزی اند که مجموعه ای از ادراکات مشترک برای سازماندهی اقدام ها(نظیر اینکه چه کاری در این گروه خاص با هم انجام دهند، شیوه های مناسب انجام کارها  درون گروه و میان اعضا) و زبان ها و دیگر ابزار نمادین برای ابزار ادراکات مشترک هستند.”

از تعریف فوق این نکته برای ما آشکار می سازد که چگونه ایده ی ” تسهیم کردن” در توسعه مفهوم فرهنگ سازمانی ، ایده محوری بوده است. در عین حال زمانی که پژوهشگران به جستجوی این معانی ، ادراکات  و ارزشهای مشترک( تسهیم شده) می پردازند، آنها را نمی یابند برخی نمادها کلیدی است که به طور گسترده از جانب اعضای سازمان به رسمیت شناخته نمی شود، اما هر یک از این نمادها با مجموعه ای از معانی و تفاسیر چندگانه در ارتباط هستند؟

این معما زمانی حل می شود که مفهوم “تسهیم کردن” را به طور دقیق بررسی کنید.

شما می توانید pdf مقاله را نیز دانلود کنید

تعریف و مفهوم فرهنگ سازمانی چیست