راه و روش خبرگی فردی

هنر اندیشیدن به طور روش مند               “پیترسنج”

مهندسان می گویند یک ایده جدید زمانی که ثابت شود در آزمایشگاه کار کند، اختراع شده است. اینگونه بود وقتی که در یک صبح سرد و آسمانی صاف در کیتی هاوک ایالت کارولینای شمالی، هواپیمای شکننده ی ویلبر و اورویل رایت ثابت کرد که پرواز با نیروی موتور امکان پذیر است، هواپیما اختراع شد. اما بیش از ۳۰ سال دیگر باید سپری می شد تا صنعت هوانوردی تجاری بتواند به عموم مردم خدمت رسانی بکند.

پس ایده اختراع هم زمانی تبدیل به یک نوآوری می شود که بتواند به طور مطمئن در مقیاسی قابل توجه با هزینه های عملی، از نو ساخته شود. حال اگر آن ایده به اندازه کافی مهم باشد، نظیر تلفن، کامپیوتر دیجیتالی، یا هواپیمای تجاری، یک نوآوری بنیادی نامیده می شود و یک صنعت جدید را می آفریند و یا صنعت موجود را دگرگون می سازد. در این شرایط، سازمانهای یادگیرنده اختراع شده اند، اما هنوز ابداع نشده اند.

در مهندسی،زمانی که ایده یک اختراع به سمت یک ابداع حرکت می کند فناوری های اجزاء گوناگون دور هم جمع می شوند. این مؤلفه های پدیدار شده از تحولات جداگانه در حوزه های تحقیقاتی منفصل،به تدریج یک کل از فناوری هایی را که برای موفقیت یکدیگر حیاتی هستند شکل می دهند. تا زمانی که این کل شکل نگیرد ایده مورد  نظر  در عمل به ظرفیت خود دست نمی یابد حتی اگر در آزمایشگاه محقق شده باشد.

برادران رایت در سال ۱۹۰۳ ثابت کردند که پرواز با موتور امکان پذیر است اما هواپیمای دی سی -۳ داگلاس که در سال ۱۹۳۶ عرضه شد عصر سفر تجاری اقتصادی را با خود به همراه آورد.  دی سی اولین هواپیمایی بود که به لحاظ  اقتصادی  از خود حمایت کرد. در طی یک سال(یک دوره زمانی خاص برای تکوین نوآوری های بنیادی) هزارها آزمایش با پروازهای تجاری دچار شکست شده بودند. هواپیماهای اولیه نظیر آزمایش های اولیه با سازمان های یادگیرنده به اندازه کافی قابل اعتماد و از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نبودند.

هواپیمای دی سی-۳ برای اولین بار پنج فناوری حیاتی تشکیل دهنده را که یک کل موفق را شکل می دادند، دور هم جمع کرد که عبارتند از:

  • ملخ دارای پرهای متغیر

  • چرخ فرود جمع شونده

  • نوعی ساختمان بدنه قالب ریزی شده سبک به نام مونوکوک

  • موتور شعاعی خنک کننده با هوا

  • بالهای تاشو

برای موفق شدن، دی سی -۳ به هر پنج مؤلفه نیاز داشت؛ چهار مؤلفه کافی نبود.  در سال ۱۹۳۳، بوئینگ ۲۴۷ با همه مؤلفه های بالا به جز بال تاشو ساخته شد. مهندسان بوئینگ دریافتند که ۲۴۷ در برخاستن و نشستن بی ثبات است و آنان باید اندازه موتور را کوچک کنند.

به عقیده من، امروز پنج فناوری اجزای تشکیل دهنده جدید به تدریج همگرا می شوند تا سازمانهای یادگیرنده را ابداع کنند. گرچه، هر دو به طور جداگانه توسعه یافتند به عقیده من هر یک ثابت خواهند کرد که برای موفقیت دیگری حیاتی هستند، درست همان گونه که در مورد هر کل دیگری نیز صدق می کند.

هر یک از مؤلفه ها، بعد حیاتی را برای ساختن سازمانهایی فراهم می آورند که می توانند حقیقتاَ یاد بگیرند و می توانند پیوسته ظرفیت خود را برای تحقق بالاتربن بلندپروازیشان تقویت کنند.