چگونه تعهد کاری ۱۰۰ درصدی ایجاد کنیم؟

جمله بسیار معروفی از “کلیتون کریستنسن” هست که می گوید:

این که در ۱۰۰% موارد، به اصول خودت وفادار باشی، بسیار ساده تر از این است که  در ۹۸% موارد آنها را رعایت کنی.

جمله فوق شاید در ظاهر پیچیده به نظر برسد اما همه ما در زندگی شخصی و اجتماعی خودمان دیده ایم که بیشتر افراد تعهد ۹۸ درصدی یا کمتر از آن را دارند و افرادی که دارای تعهد ۱۰۰ درصدی هستند افراد موفق و خاصی هستند که اصول خاص خودشان را دارند.

انسانهای بسیار کمی وجود دارند که پایبند به تعهد صددرصدی باشند و آنها یک سری اصول شخصی را رعایت می کنند و هر فردی بنا به شرایط خودش به اصول خاصی پایبند است.

بنده خودم را اگر مثال بزنم فکر می کنم تعداد چیزهایی که به آن تعهد ۱۰۰ درصدی دارم به سه یا چهار مورد نرسد. بنابراین به نظر خودم حالا حالاها باید برای تعهد ۱۰۰ درصدی و کسب آن زحمت بکشم.

تعهد کامل و بی چون و چرا اغلب فرصت طلبی و گزینه های فرصت طلبانه را برای شخص می سوزاند و او را از کامیابی کوتاه مدت به لذت دراز مدت دعوت می کند. اما مسیر رسیدن به آن آینده دور الزاما راحت، بی دردسر و بدون چالش نخواهد بود. کم هستند کسانی که رنج های حال را برای رسیدن به شادی آینده تحمل کنند.

رهبران بزرگی نظیر نلسون ماندلا و گاندی نمونه ای از تعهد صددرصدی می باشند. تعهد۱۰۰ درصدی به اصول منجر به تغییرات بنیادین می شود. چه در سطح شخصی و چه سطح اجتماعی.

چگونه تعهد کاری خودمان را افزایش بدیم؟

تعهد کاری چیزی است که ما را ملزم می کند در محیط کارمان امورات محوله را به خوبی انجام دهیم  تا به اهداف شغلی یا سازمان خودمان برسیم.تعهد داری ابعاد گسترده و متنوعی است که ما سعی داریم در این مقاله در خصوص تعهد کاری با شما صحبت کنیم.

اگر بخواهیم یک فرمول کلی در خصوص افزایش تعهد کاری داشته باشیم پس باید به موارد کلی هم اشاره کنیم و کمتر درگیر جزئیات شویم ولی از آنجایی که واژه تعهد کاری عام است و نسبت به افراد و جایگاههای مختلف نتایج مختلفی دارد، عواملی که در افزایش تعهد کاری بیشتر به ما کمک می کنند اشاره می کنیم:

عوامل موثر بر تقویت تعهد کاری(وجدان کاری):

شهید مطهری اظهار می دارد اگر شخص لیاقت، شایستگی و تعهد حداکثر بهره برداری از امکانات و سرمایه را داشته باشد، لیاقت مدیر شدن را دارد که اگر چنین تعهد و شایستگی را ندارد، نباید چنین مسئولیتی به او محول شود(اسماعیلی، ۱۳۸۹).

 

1- عوامل شخصی:

اصلی ترین عامل شخصی، میزان تعلق و پیوستگی بالقوه ای است که کارمند در اولین روز کاری خود، به سازمان می آورد. افرادی که در اولین روز کاریشان خود را خیلی متعهد به سازمان نشان می دهند احتمالاً با سازمان باقی خواهند ماند. افرادی که در آغاز ورود به سازمان خیلی متعهد باشند، احتمالاً مسؤولیتهای اضافی را خواهند پذیرفت و عضویت خویش را با سازمان ادامه خواهند داد. این فرآیند تعهد اولیه ممکن است به شکل یک سیکل خود تقویت کننده درآید. یعنی اگر افراد در بدو ورود به سازمان تلاش وکوشش وافر مبذول دارند، ممکن است آنها تلاش بیشتر را در مبنای تعهد بیشتر خود به سازمان توجیه نمایند.

۲- عوامل سازمانی:

عوامل سازمانی چون حیطه شغل، باز خورد، استقلال وخود مختاری در کار، چالش شغلی و اهمیت شغل، درگیری و مشارکت رفتاری را افزایش می دهد. توانایی مشارکت در تصمیم گیری مربوط به شغل برسطح تعهد موثر می باشد. سازگاری بین اهداف گروه کاری و اهداف سازمانی، تعهد نسبت به این اهداف را افزایش می دهد، ویژگیهای سازمان چون توجه به منافع بهتر کارکنان و مالکیت کارکنان ، بطور مثبت باعث افزایش تعهد سازمانی می شود.

۳- عوامل غیر سازمانی:

عوامل غیرسازمانی مهمی که باعث افزایش تعهد می شود، قابلیت توانایی دستیابی به جایگزینهای شغلی بعد از انتخاب شغل فعلی فرد می باشد. تحقیقی در یک سازمان نشان داد که افرادی که شغلی با حقوق بالا پیدا نکرده اند( توجیه خارجی ضعیف از انتخاب خود)، بطور قابل ملاحظه ای سطح بالاتری از تعهد سازمانی را نسبت به سازمانی که مشاغل جایگزین برای آنها در دسترس بوده و چه زمانی که شغل جایگزین در دسترس نبوده ، سطح تعهد یکسانی از خود نشان دادند. بنابراین به نظر می رسد بالاترین سطح تعهد اولیه در میان افرادی وجود دارد که :
۱- توجیه خارجی ضعیفی برای اولین انتخاب آنها وجود دارد.
۲- انتخاب اولیه را قطعی و غیرقابل تغییر می بینند، یعنی فرصتی برای تغییرتصمیم اولیه خود ندارند.

طبق تحقیقاتی بوکانان (۱۹۷۴) و استیرز ( ۱۹۷۷ ) به این نتیجه رسیدند که احساس اهمیت شخصی برای سازمان با تعهد سازمانی مرتبط است. بدین معنا وقتی کارکنان احساس کنند، آنها مورد نیاز سازمان هستند و یا برای مأموریت و هدف سازمان مهم می باشند، تعهد سازمانی آنها افزایش می یابد، دیگر عامل مهم مربوط به تجربیات کاری، احساس کارکنان در مورد نگرشهای مثبت همکاران نسبت به سازمان می باشد. بدین معنا که نگرشهای مثبت همکاران بر تعهد فرد موثر می باشد.