مفهوم جوجه تیغی در چهارچوب سه دایره فکری

خاستگاه جوجه تیغی و روباه
زمان مطالعه: 7 دقیقه
5
(1)

جوجه تیغی هستید یا روباه؟

آموزه کهن به ما می  گوید: روباه خیلی چیزها را می داند؛ اما جوجه تیغی فقط یک چیز خیلی مهم را می داند.

روباه موجودی حیله گر است و می تواند راهکارهای پیچیده فراوانی را ابداع کند و دزدکی به جوجه تیغی داستان ما حمله کند.

روباه سراسر روز به دوروبر لانه جوجه تیغی پرسه می زند و منتظر فرصتی طلایی برای شکار جوجه تیغی می ماند.

به نظر می آید روباه موذی، زیبا و سریع و نیرنگ باز، بی شک پیروز این میدان خواهد شد.

از آن سو، جوجه تیغی موجودی بدقواره است که نه می توان گفت خارپشت است یا یک آرمادیلوی کوچک. که کار این جوجه تیغی به صورت یکنواخت یا جست وجوی غذاست یا مراقبت از خانه.

روباه در سکوتی اندیشمندانه در مسیر جوجه تیغی منتظر می ماند.  جوجه تیغی که سرش به کار خودش گرم است، بی توجه در مسیر روباه قرار می گیرد. روباه با خودش فکر می کند؛«آهان، گیرت انداختم!»

بعد از کمین گاه بیرون می پرد و به سرعت خیز بر می می دارد. ولی جوجه تیغی خطر را احساس می کند. نگاهی به روباه می کند و با خود می اندیشد: «روباه دوباره پیداش شد! چقد پرو! نمی خواهد درس بگیرد!؟»

بعد به دور خودش می پیچد و به شکل توپی کوچک در می آید. حالا جوجه تیغی یک توپی پوشیده از خارهای تیز است، خارهایی که آماده شلیک  به هر سویی است.

روباه دمش را روی کولش می گذارد و همانظور که به سمت جنگل می رود با خودش فکر می کند که باید راه جدیدی برای مبارزه با جوجه تیغی پیدا کند.

به این ترتیب هر روز، شکلی از این مبارزه بین روباه و جوجه تیغی صورت می گیرد. روباه حیله های بیشتر و بهتری بلد است و همه آنها را بکار می گیرد تا بلکه به آرزوی خودش برسد. اما همیشه این جوجه تیغی است که پیروز می شود.

بر اساس این داستان جذاب و کوتاه مردم را به دو گروه اصلی تقسیم می کنند: روباها و جوجه تیغی ها، که هر کدام پیروان خاص خودش را دارد.

روباه هم زمان بسیاری از روش ها را دنبال می کند زیرا جهان را با همه پیچیدگی هایش می بیند و یک دید کلی نسبت به جهان دارد.  او پراکنده و متفرق روش های گوناگونی را می آزماید اما هرگز نظز خود را روی یک مسئله متمرکز نمی کند.
از سوی دیگر جوجه تیغی جهان پیچیده را تا حد یک ایده سازمان یافته ساده می کند، او در پی یک قاعده با مفهوم ابتدایی و کلی است که همه چیز را یکپارچه و منسجم هدایت می کند.

در یک جمله هر چیزی که با مفهوم های ساده جوجه تیغی مربوط نباشد بی ربط است.

پس تا ایجای داستان نتیجه گرفتیم که جوجه تیغی بودن یعنی برداشت شفاف از جهان اطراف و روباه بودن یعنی افکار پراکنده.

سه دایره فکری :

مفهوم  جوجه تیغی ساده و روشن ناشی از شناخت عمیق یه دایره فکری زیر است:

1- در چه زمینه ای می توانید بهترین عملکرد جهان را داشته باشید؟(آنچه به بهترین وجه ممکن در این دنیا انجام می دهید)

2- نیروی محرکه و موتور اقتصادی شما چیست؟(آنچه چرخ اقتصادی شما را می چرخاند)

3- شما برای چه کاری شور و شوق دارید؟( آنچه عمیقاً مشتاف آن هستید)

پس دوست من برای داشتن یک مفهوم جوجه تیغی توسعه یافته، به همه این سه داره نیاز دارید.

اگر از محل فعالیت هایی که هرگز در آن ها بهترین نخواهید بود، پول زیادی کسب کنید، در بهترین حالت فقط می توانید شرکنی موفق بسازید نه شرکنی عالی.

اگر در زمینه ای توانمندی و شایستگی دارید، اما شور و شوق درونی ندراید، هرگز نمی توانید در سطح عالی ثبات پیدا کنید.

اگر به کاری علاقه زیادی دارید اما نمی توانید در آن بهترین باشید با با انجام آن درآمد خوبی ندارید، فقط از انجام آن لذت خواهید برد، اما نمی توانید نتایجی عالی بدست آورید.

شناخت زمینه:

این افراد به شناخت خود تکیه می کنند و اجازه می دهند توانایی هایشان، نه نفس و غرایزشان، تعیین کننده تلاش هایشان باشد.وارن بافت

پس مفهووم وجه تیغی هدفی برای بهتر بودن، راهکاری برای بهترین شدن، گرایش یا تصمیمی برای بهترین بودن نیست.

بلکه مفهوم درک این نکته است که شما در کدام زمینه می توانید بهترین عملکرد را داشته باشید.

مفهوم جوجه تیغی مستلزم استانداردهای سخت عالی بودن است.

خاستگاه جوجه تیغی و روباه

در سال 1953 آکسفورد دان، آیزایا برلین، مقاله ای منتشر کرد که افراد پیشنهادی را می توان به دو دسته تقسیم کرد. جوجه تیغی یا روباه.

این مقاله بر اساس نقل قولی از شاعر یونان باستان، Archilochus بود. روباه چیزهای زیادی می داند. جوجه تیغی یک چیز بزرگ است.

برلین از این نقل قول استفاده کرد و از آن به عنوان پایه نظریه ای استفاده کرد که نویسندگان و متفکران را به دو دسته جوجه تیغی یا روباه تقسیم می کرد.

شکسپیر و ارسطو، به نظر برلین، روباه بودند. او معتقد بود در حالی که افلاطون و نیچه جوجه تیغی بودند.

شکاف بزرگی بین کسانی وجود دارد، از یک سو، که همه چیز را به یک بینش مرکزی واحد مرتبط می‌کنند،

و از سوی دیگر، کسانی که اهداف بسیاری را دنبال می‌کنند، اغلب نامرتبط و حتی متناقض، مرتبط با هیچ اصل اخلاقی یا زیبایی‌شناختی. ” – آیزایا برلین.

منظور او این بود که روباه ها علایق خود را در بسیاری از مکاتب مختلف فکری، حوزه های مورد علاقه و نظام های اعتقادی متمرکز کردند.

در حالی که جوجه تیغی ها یک ایده آل اصلی داشتند که کل جهان بینی آنها از طریق آن تقطیر شده بود.

 

روباه یا جوجه تیغی در زمینه های مدرن

همانطور که با این واقعیت ثابت شد که ما هنوز در مورد آن صحبت می کنیم، بیش از نیم قرن بعد، سوال برلین در مورد “جوجه تیغی در مقابل روباه” در بین مخاطبان طنین انداز شد.

سوال “روباه یا جوجه تیغی” به ویژه توسط رهبران تجاری پذیرفته شده است.

در زمینه‌های رقابتی، جایی که همه برای رسیدن به صدر صنعت خود رقابت می‌کنند، سؤال دودویی برلین راهی ساده برای اخراج افرادی است که سبک‌های کاری جایگزینی برای شما دارند.

با شناسایی روباه، کسی می‌تواند از رقبای خود که فکر می‌کردند جوجه تیغی هستند فاصله بگیرد و بالعکس.

روباه اغلب به عنوان راهی برای حمایت از افرادی که «جک‌ها و جیل‌های همه حرفه‌ها» هستند، استفاده می‌شود.

در حالی که جوجه تیغی به عنوان ابزاری برای توصیف مشاغل و آژانس هایی که بر روی تصویر بزرگ تمرکز می کردند استفاده می شد. یک ایده اصلی که تمام کارهای آنها از طریق آن جریان یافت.

این اصطلاح را در گوگل جستجو کنید و با مقالات و پست های وبلاگی که از شما می پرسند “روباه هستید یا جوجه تیغی؟” غرق خواهید شد؟

یا قطعاتی که به شما می گوید ایدئولوژی کدام حیوان برای یک صنعت یا بخش خاص مناسب تر است.

 

چه چیزی یک روباه را روباه می کند؟

در تجارت، این پتانسیل برای افراد وجود دارد که مهارت های بسیار متنوعی را در اختیار داشته باشند.

روباه های تجاری می توانند اندکی از همه چیز را در زرادخانه خود داشته باشند. کمی فروش، رهبری، دانش بازاریابی، درک سئو .

روباه ها اغلب به دلیل سازگاری، توانایی خرد کردن و تغییر در هر زمان مورد ستایش قرار می گیرند. مهارت های متعدد آنها به این معنی است که می توانند هر آتشی را که ممکن است رخ دهد خاموش کنند.

اما، وقتی فردی توجه خود را در بسیاری از زمینه‌های مختلف پخش می‌کند، آیا می‌تواند زمانی را اختصاص دهد تا واقعاً در هر یک از آنها متخصص شود؟

 

چگونه یک جوجه تیغی را تعریف کنیم

مکتب فکری جوجه تیغی، در گذشته، عمدتاً برای کل آژانس ها یا مشاغل به جای افراد به کار می رفت.

جوجه تیغی ها اغلب به دلیل تمرکز و تعهدشان به “ایده بزرگ” خود مورد تحسین قرار می گیرند. این جوجه تیغی ها دقیقا می دانند که در چه چیزی خوب هستند، به چه چیزی اعتقاد دارند و علایقشان در کجاست.

آنها اینها را تقویت می کنند تا در بخش خود متخصص شوند.

با این حال، انتقادات از رویکرد جوجه تیغی به تجارت شامل این است که جوجه تیغی ها از طریق تمرکز بر “ایده بزرگ” خود می توانند به پیشرفت های جدید یا روش های فکری جایگزین چشمک بزنند.

در عصر چند خط فاصله زمانی که جنبه های بیشتر و بیشتری از تجارت، مانند بازاریابی، در خانه وجود دارد. ممکن است به نظر برسد که همه باید روباه باشند.

کسی که کمی از همه کارها را انجام می دهد. نمایش یک مرد یا زن

در حالی که هر کدام دارای شایستگی های فردی خود هستند، آنها همچنین دارای معایب و نقاط کور خود هستند.

به همین دلیل است که فکر می‌کنم زمان آن رسیده است که مسئله روباه و جوجه تیغی را دوباره تعریف کنیم.

بازاندیشی بحث جوجه تیغی در مقابل روباه

من فکر می کنم سوال جوجه تیغی و روباه نباید یک گزینه باینری باشد.

زیرا، وقتی تیمی پر از جوجه تیغی بسازید، آن تیم می تواند تبدیل به یک روباه شود.

قدرت انکارناپذیری در داشتن یک تخصص، ایده بزرگ جوجه تیغی شما وجود دارد. یک ناحیه را که از داخل به بیرون، جلو و عقب، پهلو به پهلو می شناسید… تصویر را دریافت می کنید.

وقتی فقط بر روی یک نقش به وضوح تعریف شده تمرکز می کنید، در یک حوزه فردی که در آن استعداد و اشتیاق واقعی را نشان می دهید، می توانید دانش خود را توسعه دهید و در تخصص خود متخصص باشید.

و هنگامی که سطح دانش تخصصی دارید، می توانید از آن برای اطلاع رسانی و آموزش دیگران استفاده کنید.

پر کردن یک تیم با جوجه تیغی هایی که همگی زمینه های تخصصی خود را دارند به این معنی است که شما یک تیم از متخصصان دارید. 

هنگامی که افراد دارای تخصص های فردی را با هم گروه می کنید، دانش عمیق جوجه تیغی را با سازگاری چند رشته ای روباه به دست می آورید.

وقتی تیمی از افراد، با استعدادهای فردی که در حوزه خود متخصص هستند، به نیروها بپیوندند. این جایی است که قدرت واقعی نهفته است.

من فکر می کنم قدرت جوجه تیغی در ایده های بزرگ فردی آنها نیست. قدرت زمانی حاصل می شود که جوجه تیغی ها دور هم جمع شوند.

 

افسانه جوجه تیغی

افسانه‌ای قدیمی وجود دارد که می‌گوید، بسیاری از ماه‌های پیش در طولانی‌ترین و سردترین زمستانی که تاکنون شناخته شده‌اند، بسیاری از حیوانات به تنهایی قادر به دوام آوردن در دمای انجماد نبودند.

جوجه تیغی ها حیوانات همنوع خود را در حال مرگ دیدند و می دانستند که باید برای زنده ماندن در زمستان سخت کاری انجام دهند. آنها دور هم جمع شدند، در نزدیکی یکدیگر قرار گرفتند و با تقسیم گرمای بدن خود گرم شدند.

این برای مدتی مؤثر بود، اما با بزرگ شدن جوجه تیغی ها، لکه های آنها باعث ناراحتی یکدیگر شد.

جوجه تیغی ها می دانستند که برای زنده ماندن در زمستان به یکدیگر نیاز دارند، اما به فضایی نیز نیاز داشتند تا رشد کنند و خودشان باشند.

بنابراین، جوجه تیغی ها پخش شدند. فقط کمی

آنها به همدیگر فضای کافی برای رشد دادند، فضایی را برای خود تراشیدند، و فضایی را برای پراکندگی شاخکهایشان.

اما، آنها به اندازه کافی به یکدیگر نزدیک بودند تا گرمای بدن خود را به اشتراک بگذارند. آنها فضای فردی برای رشد داشتند اما به طور جمعی برای خیر و صلاح گروه برای زنده ماندن در زمستان تلاش کردند.

من فکر می کنم این افسانه قیاس کاملی برای مزایای ساخت تیم شما پر از جوجه تیغی های “ایده بزرگ” است.

هر کس فضای خود را برای رشد و تبدیل شدن به متخصص در نقش های مربوطه دارد. اما، آنها به اندازه کافی به یکدیگر نزدیک هستند که مزایای آن در کل تیم پخش می شود.

بنابراین، هنگامی که جوجه تیغی های همکار خود را پیدا کردید و خاردار ایجاد کردید. (به هر حال به گروهی از جوجه تیغی ها گفته می شود) تیم شما مانند حیله گر ترین روباه غیرقابل توقف خواهد شد.

موفق باشد
اگر از خواندن مطلب لذت بردید کمی پایین تر امتیاز دهید یا کامنت انتقاد و پیشنهاد بزارید- تیم تحریریه فرهنگ الکترونیک

 

 

این پست چقدر مفید بود؟

روی ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 5 / 5. شمارش آرا: 1

تاکنون رأی ندارید! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.